محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

297

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

شايد گرفتن شتران خراج از خانه خليفه مقتول و محروم ساختن زن و فرزندانش ، نوعى رفتار سنگدلانه تصور شود ؛ ليكن سنگدل آن كسى كه به حقوق مردم تجاوز مىكند ؛ اما آن كسى كه حق را نيرو مىبخشد و آن را از غاصب گرفته و به صاحبش پس مىدهد ، بدون شك دادگر و مهربان است . . . جداى از اين ، ابوبكر فدك را از فاطمه عليها السّلام گرفت كه پاره تن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بود و در زمان حيات پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و با آگاهى او در آن تصرف مىكرد ؛ با اين حال ابوبكر آن را گرفت و ادعا كرد كه متعلق به مسلمانان است . « 1 » آيا قدر و منزلت فرزندان عثمان نزد خداوند از فاطمه عليها السّلام بالاتر است ؟ ! فاطمه عليها السّلام همانى است كه مسلمانان او را « ام ابيها » مىخواندند و او در اخلاق و كردار و گفتار و روش از همه به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله شبيه‌تر بود . « 2 » ( فإنّ في العدل سعة ) عدالت ، هر چيزى را سر جاى خود مىنهد و حق هر صاحب حقى را مىدهد و در دولت عدل ، ظالم و مظلومى وجود ندارد . ( و من ضاق عليه العدل فالجور عليه أضيق ) اين سخن بديهى است و هر آن كه عدل و انصاف را برنمىتابد ، چگونه ظلم و جور را خواهد پسنديد ؟ !

--> ( 1 ) . صحيح بخارى : 12 / 7 ؛ مسند احمد : 1 / 4 و 6 . ( 2 ) . المعجم الكبير : 22 / 397 ، ح 985 ؛ المقتنى فى سرد الكنى : 2 / 167 ، ح 6946 ؛ سير اعلام النبلاء : 2 / 119 ؛ طبقات المحدثين : 1 / 30 ، ح 172 ؛ الكاشف : 2 / 514 ، ح 7049 ؛ تهذيب الكمال : 35 / 247 ، ح 7899 ؛ التعديل و الجرح : 3 / 1295 ، ح 1728 ؛ الاصابه : 8 / 73 ، ح 11583 .